Tuesday, February 1, 2011

نشست کانون کتاب تورنتو با فرشته مولوی و آوا هما

نشست کانون کتاب تورنتو با فرشته مولوی و آوا هما

فرح طاهری
پنجاهمین گردهمایی کانون کتاب تورنتو به معرفی دو کتاب از دو زن نویسنده ی ایرانی اختصاص داشت. این نشست در سالن اجتماعات شهرداری سابق نورت یورک، عصر جمعه 14 ژانویه برگزار شد. سعید حریری از کانون کتاب این دو نویسنده را معرفی کرد.


از راست: آوا هما ـ فرشته مولوی در پنجاهمین جلسه کانون 
کتاب تورنتو
www.AvaHoma.com 
آوا هما از کانون کتاب تشکر کرد و در ادامه از چگونگی درگیر شدنش با ادبیات داستانی گفت. آوا گفت، ما کتابخانه ی بزرگی داشتیم که نصف کتاب هایش را نمی توانستم بخوانم چون کردی بود (من کرد هستم) و نصف دیگر انگلیسی چون پدرم رشته انگلیسی را در مدرسه عالی ترجمه خوانده بود. بخشی هم کتاب های جامعه شناسی مادرم بود. من هر وقت بیکار می شدم به سراغ کتابخانه می رفتم ولی به هیچ کدام از آن کتابها علاقه ای نداشتم. همیشه فکر می کردم یعنی این همه کتاب همه حرف تازه ای برای گفتن دارند؟ برای همین به سراغ رمان رفتم چون حداقل مرا سرگرم می کرد. من خیلی به سرگرمی اهمیت می دهم. Make me happy; make me good من فکر می کنم وقتی ما آدم های شاد هستیم آدم های بهتری هستیم. و اینطور شد که من به ادبیات علاقمند شدم و پدرم را ناامید کردم، داستان نویس از آب درآمدم. به این دلیل است که سراغ ادبیات رفتم، اولا یکی آن مایه ی سرگرمی و کشش و جذابیتی که توش داره و یکی دیگر اینکه ادبیات حرفش را خیلی غیرمستقیم می زند و جا برای تعبیر و تفسیر زیاد می گذارد، البته ادبیات خوب، ادبیاتی که قضاوت نمی کنه و به خواننده این فضا را می ده که خودش تصمیم بگیره.   
خیلی ها از من می پرسند چرا به انگلیسی نوشتم، وقتی فارسیم هم خوبه. واقعیت اینست که وقتی من آمدم اینجا احساس کردم که یک عمر است که خارجی ها در مورد ما نوشته اند حالا یا براساس منافع خودشون تحریف کردند، و یا اگر صادقانه بوده به خاطر عدم شناخت، تفسیرهایی دارند که خیلی جاها منصفانه نیست، و فکر کردم که وقتشه که خودمون از خودمون حرف بزنیم. برای همین در این کتاب با اینکه از سختی هایی که در ایران هست، از جامعه مردسالاری که هست و ستم های شدیدی که نسبت به همه مخصوصا خانم ها، وجود داره صحبت می کنم، این را هم می گویم که مردهای ایرانی هم از این وضعیت ناراحتند. حالا یا مردهایی هستند که آنقدر آگاه و منصف اند که شرایط را می بینند که ناراحت کننده است، یا اینکه یک جوری به یک خانم وصل هستند، یا خواهرشونه، یا مادرشونه، یا دخترشونه و از دیدن این بی انصافی ها ناراحت می شوند. برای همین سعی کردم یک تصویر صادقانه ـ نه ایده آل ـ از جامعه ی خودمون نشون بدم و بگم که ما زنهای ایرانی هر کدام به روش خودمون داریم با این سیستم جاهلانه مبارزه می کنیم و اینکه مردهای ما هم از این وضعیت لذت نمی برند.
آوا هما درباره ی سبک خود گفت: من تحت تاثیر کارهای ارنست همینگوی و سالینجر بودم و از کارهای فارسی هم کارهای صادق هدایت و سیامک گلشیری رو خیلی دوست داشتم و شاگرد سیامک هم بودم تو ایران و واقعا استاد خیلی خوبی هستند. زبان را خیلی ساده می گیرم. مثل لالایی باشه که خواننده را ببره به عمق پیچیدگی های روحی و روانی شخصیتی کاراکترهای داستان، زبان صرفا یک وسیله است و من هیچ بازی های زبانی ندارم که حواس خواننده را پرت کنم. خیلی کم توضیح میدم که چه اتفاقی میفته، فقط خواننده را میگذارم در برابر شخصیت ها، حرف هاشون و رفتارهاشون و میگذارم خود خواننده تصمیم بگیره که با اون شخصیت چه احساسی داره.
پس از این توضیحات، آوا هما یکی دو صفحه از کتاب خود را به زبان اصلی کتاب که انگلیسی ست، خواند و سپس ترجمه ی داستان صندل شیشه ای از این کتاب را به فارسی خواند.
در ادامه ی جلسه ی کتابخوانی، بخش پرسش و پاسخ برگزار شد.
در این جلسه حدود صد تن از دوستداران کتاب و ادبیات حضور داشتند
http://www.shahrvand.com/?p=12114.

3 comments:

Anonymous said...

This is plenty of really good stuff. I discovered lots of things which I am trying to find.

Anonymous said...

Worthwhile article! Tends to make full good sense. And also was in fact easy to understand too.

Anonymous said...

I must point out, appreciate your revealing this beneficial article. We have learned a lot. Thank you